صحن دل
دل مأمن عشاق است. ای صاحبدلان! مهدی (عج) قافله سالار عشق است. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
برای تهذیب و تزکیه نفوس در جامعه چه راهی را پیشنهاد می کنید؟








برای برنده شدن در طرح هزاران لبخند یوسف زهرا بایستی گناه نکنیم... تا در قرعه کشی یارانش شانس بیشتری داشته باشیم...
... هیچ کس همراه نیست ، تنهای اول ...

امام علی (ع) :
« صاحــــــبُ هــــــذا الأمـــــرِ الشَّریـــــدُ الطَّریـــــدُ الفَریـــدُ الوَحیـــــــد. »

(امام مهدی عج ) عهده دار امر ( نجات انسان ها ) همـان رانــدۀ آوارۀ بی کـس تنهـــــاست.

                                                                                      بحارالانوار 120/51





طبقه بندی: یادداشت، شرح حال معصومین (ع) و بزرگان،
[ 1391/02/15 ] [ 21:20 ] [ شهریار ]
[http://www.aparat.com/v/5c4de37f25871ec7ffdff6a1baa012ab196534]



طبقه بندی: کلیپ،
[ 1391/02/29 ] [ 18:46 ] [ شهریار ]

tanhai جمله های کوتاه دلتنگی


من اگر می خندم...
تنها به اجبار عکاس است...
وگرنه...
بی تو...
من کجا...
خنده کجا...



طبقه بندی: یادداشت،
[ 1391/02/28 ] [ 18:27 ] [ شهریار ]
...هزاران دهقان برای باریدن باران دعا کردند...
...اما خدا! فکر آن کودکی بود که کفشش سوراخ بود!!!...





طبقه بندی: یادداشت،
[ 1391/02/27 ] [ 18:11 ] [ شهریار ]

می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که :
* پدر تنها قهرمان بود.
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد.
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود.
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند.
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود.
* و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!




طبقه بندی: یادداشت،
دنبالک ها: یه سایت زیبا و ساده،
[ 1391/02/24 ] [ 18:46 ] [ شهریار ]
و خدا طوطی و کلاغ را زشت آفرید...

طوطی اعتراض کرد و زیبا شد...

کلاغ به رضای خدا تن داد... و حال، طوطی درقفس است و کلاغ آزاد و رها!!!...

این جمله را فروشنده دوره گردی بر روی مقوایی با ذغال ! نوشته بود و به دکه کوچک فلزیش آویزان کرده بود...

وقتی امروز این را دیدم، یقین کردم که برای آنکه حرف بزرگ و مغزدار بزنی، لازم نیست شکل و شمایل و ژست انسانهای دانشمند را به خود بگیری...

یک دورگرد پیر هم میتواند با یک تکه مقوا وذره ای ذغال، اما فکری آسمانی، به من بیاموزد و یا حداقل یادآوری کند که رضای خداوند حتی اگر زشت آفریدت، در آن هم حکمتی نهفته است!!!...



طبقه بندی: یادداشت،
دنبالک ها: سایت زیبا و ساده،
[ 1391/02/22 ] [ 18:41 ] [ شهریار ]

تو همان وقتی که قصد کردی برای هادیِ ما بخوانی ، مُردی! به دست خودت فنا شدی! فقط این میان، مانده ام که امام مان، چه بر سر اولیاءالشیطان باریده که این گونه بعد از هزار و اندی سال، هنوز هم مورد جفای ایشان است … جانم نقی … جانم تقی … جانم به این اسامی که هنوز هم شنیدن اش برای شما زجرآور است … و چقدر خوب که هر چه بیش تر توهین می کنید، ما را بیش تر مشتاقِ کار برای حضرت شان می گردانید …

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء




طبقه بندی: یادداشت،
دنبالک ها: دوئل،
[ 1391/02/22 ] [ 18:27 ] [ شهریار ]

همین که ماندی...تا همین جا...
همین که گلبرگ آبی شدی و جنگل احساسم را سیراب کردی
همین که زنده ای
همین که لا به لای خیالم پرسه میزنی
همین که به واژه هایم نفس میدهی...
کافیست برای یک عمر زیستن....
برای یک دریا آرامش
برای یک جرعه لبخند
...
اینک...
منم و یک آسمان تنهایی و یک بغل خاطره
زین پس منم و تکرار
و تکرار تکرار
...
دلم تکیه گاه نمی خواهد
هر بار شکستش سخت ترمی  شود
فقط ناخوش است...
کمی خدا میخواهد...
و من خودم تنها و صبور...
نگهبان شبهای تار
عابر  کوچه ها ی سکوت
آبی آسمان را رج به رج می بافم...



طبقه بندی: یادداشت،
دنبالک ها: حجاب و عفاف شبستر،
[ 1391/02/18 ] [ 21:45 ] [ شهریار ]
مولای من!
آرزو داشتم مرا عبدالمهدی می نامیدند دوست داشتم از همان اول اذان عشق تو را درگوشم زمزمه کرده بودند.ای کاش از ابتدا مرا برای تو نذر کرده حلقه غلامی ات را برگوشم افکنده بودند کاش کامم را با نام تو برمی داشتند و حِرز تو را همراهم می کردند.
 مهدی جان!
 دوست داشتم با نام نامی تو زبان باز می کردم ای کاش آن اوایل که زبان گشودم،نزدیکانم مرا به گفتن ((یامهدی)) وامی داشتند ای کاش مهد کودکم مهد آشنایی با تو بود کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الف بای عشق تورا برایم هجّی می کرد ونام زیبای تورا سرمشق دفترچه تکلیفم قرار می داد در دوره راهنمایی هیچ کس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نکرد. در سال اول دبیرستان کسی مرا باتو که مدیر عالم امکان هستی پیوتد نزد در کتاب جغرافی ما حرفی از(ذی طوی)و(رَضوی) نبود در کلاس تاریخ .......

ادامه مطلب

طبقه بندی: یادداشت،
[ 1391/02/15 ] [ 17:52 ] [ شهریار ]

زهرا

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد 

وسط كوچه ناگهان دیدم 

زن همسایه بر زمین افتاد ... 


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر،
دنبالک ها: مبارزه با شیطان،
[ 1391/02/6 ] [ 19:16 ] [ شهریار ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


مهربانا
سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم
تا سجاده دلم را در آن بگسترانم
و با دستان خسته قنوتم
از تو بخواهم که بر وجود سردم
نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را
بار دگر در من تازه گردانی ...

یادمان باشد! اگر با آمدن خورشید از خواب برخیزیم، نمازمان قضاست.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت